X
تبلیغات
عاشقانه




نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



وضعيت من در ياهو



آمار وب



طراح قالب:



لوگو دوستان



موزيک و ساير امکانات





     

      نيا باران، زمين جاي قشنگي نيست، 

من از جنس زمينم خوب مي دانم،

كه اينجا جمعه بازار است و 

ديدم عشق را در بسته هاي زرد كوچك نسيه ميدادند، 

در اينجا قدر مردم را به جو اندازه ميگيرند،

نيا باران پشيمان ميشوي از آمدن! برگرد


[+] نوشته شده توسط سروین و فاطیما جعفری در 13:46 | |







یادگار از تو همین سوخته جانی است مرا
شعله از توست ، اگر گرم زبانی است مرا
به تماشای تن سوخته ات آمده ام
مرگ من باد که این گونه توانی است مرا
نه زخون گریه آن زخم ، گزیری ست تو را
نه از این گریه یکریز ، امانی است مرا
باورم نیست ، نگاه تو و این خاموشی؟
باز برگردش چشم تو گمانی است مرا
چه زنم لاف و رفاقت ؟ نه غمم چون غم توست
نه از آن گرم دلی هیچ نشانی است مرا
گو بسوزد تنه خشک مرا غم ، که به کف
برگ و باری نبود دیر زمانی است مرا
عرق شرم دلم بود که از چشمم ریخت!
ورنه برکشته تو گریه روا نیست مرا


[+] نوشته شده توسط سروین و فاطیما جعفری در 17:54 | |







سکوت کوچه‌های تارِ جانم، گریه می‌خواهد

تمام بندبندِ استخوانم، گریه می‌خواهد

ببار ای ابر باران‌زا! میان شعرهای من

که بغض آشنای آسمانم، گریه می‌خواهد

بهاری کن مرا جانا! که من پابند پاییزم

و آهنگ غزلهای جوانم، گریه می‌خواهد

نمی‌خواهم دگر آیینه را؛ چشمان من مُردند

که در متنش نگاه ناتوانم، گریه می‌خواهد

چنان دق کرده احساسم میان شعر تنهایی

که حتّی گریه‌های بی‌امانم، گریه می‌خواهد

 


[+] نوشته شده توسط سروین و فاطیما جعفری در 17:22 | |







تو تنها باش و من تنهای تنها
 که دارم وقت تنهایی سخن ها

نگاه عاشقم تا آسمانهاست
مرا تا عرش اعلا نردبان هاست

نماز خلوتم را صد قنوت است
کلام شعر تنهایی سکوت است


[+] نوشته شده توسط سروین و فاطیما جعفری در 17:13 | |







چه تلخه لحظه ی رفتن
ولی شیرین شده انگار
کسی که تا به دیروزش
شبیه عکسی رو دیوار
به من زل می زد و می رفت
دیگه از من شده بیزار
چه تلخه لحظه ی رفتن
به یادش تا ابد باشی
ولی اون دست تکون میده
میگه این آخرین دیدار
آره رفتن چه آسونه
برای اون که می خواستی
کنارت، زیر یک سایه 
بشینه، هم دمت باشه
بگی دوریش چه قد سخته
بگه دلواپست باشه
ولی تلخه نمی فهمه
براش رفتن چه شیرینه
چه تلخه لحظه ی رفتن
ولی شیرین شده انگار
دیگه با بی کسی آشتی
دیگه غم ها شده آوار
چه تلخه لحظه ی رفتن

[+] نوشته شده توسط سروین و فاطیما جعفری در 17:2 | |




: